آرشیو داستان | اس ام اسلر

اس ام اسلر

آرشیو داستان | اس ام اسلر

بک لینک خرید رپورتاژ اگهی

داستان کوتاه خنده دار به نام (اعصاب زن ها)

داستان کوتاه خنده دار به نام (اعصاب زن ها)

متن داستان خنده دار:

سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و

دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن !

بعد از انجام این کار دور هم جمع شدن

*زن فرانسوی گفت : به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم

بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی ، نه اتو و نه . . . خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم .

خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم !

روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .

روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود

و آورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .

* زن انگلیسی گفت : من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار .

روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ،

خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت .

*زن ایرانی گفت : من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم !

اما روز اول چیزی ندیدم !

روز دوم هم چیزی ندیدم !

روز سوم هم چیزی ندیدم !

شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم !

ناب ترین متن های عاشقانه

آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای …
که دیگر حتی نمیتوانم مضمون تازه ای پیدا کنم
حالا حق میدهی
در شعرهایم
به همین سادگی بگویم
” دوستت دارم ” ؟

اس ام اس های باحال 20 اسفند 1396

اس ام اس باحال| اس ام اس های عاشقانه

 

هر چی هم بگی دوستم داری ، هیچی مثل بغل ،،،، حق مطلبو ادا نمیکنه .. ..

اس ام اس باحال عاشقانه

 

 

هرشب چای تازه دمی و دو فنجان یکی برای تو یکی برای من هم من به نیامدنت عادت کرده ام هم گلدان به چای تو

اس ام اس باحال عاشقانه

داستان کوتاه , داستان کوتاه روستایی فقیر

داستان کوتاه روستایی فقیر

دهاتی فقیری که از بی پولی و سختی زندگی جانش به لب رسیده بود، نزد ملای ده رفت و گفت: آخوند، فشار زندگی آنقدر مرا در بی پولی قرار داده که به فکر خودکشی افتاده ام. از روی زن و بچه هایم خجالت می کشم، زیرا قادر به تامین نان خالی برای آنان نیستم. با زن، شش فرزند بزرگ و کوچک، مادر و خواهرم در یک اتاق کوچک خراب زندگی می کنیم، که با هر نم باران آب به داخل آن چکه می کند. این اتاق آنقدر کوچک است که شب وقتی چسبیده به هم در آن می خوابیم، پای یکی دو نفرمان از جای خوابمان بیرون می ماند. دیگر ادامه این وضع برایم قابل تحمل نیست… پیش تو، که مقرب درگاه خدا هستی، آمده ام تا نزد او شفاعت کنی که گشایشی در وضع من و خانواده ام حاصل شود.آخوند پرسید:از مال دنیا چه داری؟

داستان کوتاه , داستان کوتاه روستایی فقیر

داستان کوتاه اموزنده | داستان های اموزنده جدید

یک روز پادشاهی همراه با درباريانش برای شكار به جنگل رفتند.
هوا خيلی گرم بود وتشنگی داشت پادشاه و يارانش را از پا در می آورد. بعد ازساعتها جستجو جويبار كوچكی ديدند.پادشاه شاهين شكاريش را به زمين گذاشت، و جام طلایی را در جويبار زد و خواست آب بنوشد ،اما شاهين به جام زد و آب بر روی زمين ريخت.

بقیه در ادامه مطلب

اشو یا همان زرتشت چه کسی بود

آشو زرتشت ، پیامبر ایران باستان بود که مزدیسنا را بنیان گذاشت. زَرتُشت همچنین سراینده گات‌ها، کهن‌ترین بخش اوستا می‌باشد. زمان و محل دقیق تولد وی مشخص نیست اما گمانه‌زنی‌ها و اسناد، زمانی بین 600 تا 1000 سال پیش از میلاد مسیح را برای او حدس زده‌اند و زادگاه زَرتُشت را به مناطق مختلفی مانند ری، آذربایجان،خوارزم، سیستان و خراسان نسبت داده‌اند.

بقیه در ادامه مطلب

عکس نوشته های عاشقانه

عکس نوشته های عاشقانه و غمگین جدید

سری زیبای عکس نوشته های عاشقانه

زیباترین عکس نوشته و تکست گرافی

دل نوشته های غمگین

…:::بقیه سری عکس نوشته های خاص در ادامه مطلب :::…

صفحه 1 از 41234


برچسب ها